قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

4789

تاريخ الفي ( فارسى )

ذكر سوانح سنهء هفتصد و نود و يك هجرى [ موافق سال هفتصد و هشتاد و يكم از رحلت خير البشر ] در اواخر سال گذشته توقتمش خان از تمام الوس جوجى خان و روس و چركس و بلغار و قپچاق لشكرى افزون از شماره جمع آورده و اصلا ملاحظهء عهد و وفا كه لازمهء مردى و مردانگى است ننموده متوجه ولايت صاحبقران شده ، آن حضرت نيز متوجه او شده در ميان زمستان روان شد . و در آن سال سرما به غايت شدت داشت و خبر رسيد كه منقلاى دشمن « 1 » از آب خجند گذشته نشسته است و صاحبقران به جمع شدن تمامى لشكر مقيد باشد . و با وجود آنكه اسب تا ناصيه « 2 » در برف فرو مىرفت روان شد و اميرزاده عمر شيخ از اندخان به موكب عالى ملحق شد و صاحبقران شيخ على على بهادر را با جمعى ديگر از امرا فرستاد كه راه گريز دشمنان را گرفتند « 3 » و نفس نفيس بر سر ايشان رانده جنگى عظيم شد و شكست بر مخالفان افتاد و بسيارى از ايشان به قتل رسيده بقية السيف پنداشتند كه جان تنگنا بيرون مىتوانند برد . چون از جنگگاه بيرون رفتند دوچار شيخ على على بهادر شده اكثرى به قتل آمدند و ايدى بردى « 4 » بخشى را دستگير كرده نزد آن حضرت آوردند و گناهش به عفو مقرون شده حقيقت احوال توقتمش خان از وى تحقيق شد و به سعادت معاودت فرموده در آقار « 5 » فرود آمدند . و چون بهار شد ، اميرزاده ميرانشاه از خراسان رسيد و لشكر بلخ و قندز و سقلاب « 6 » و بدخشان و

--> ( 1 ) . ايليغمش اغلان . ( 2 ) . روضة الصفا : تا سينه . ( 3 ) . روضة الصفا : « پس از آن گونچه خان [ ظفرنامه : كونچه اوغلان ] و تمور قتلغ اغلان و شيخ على بهادر را از پيش فرستاد تا راه گريز بر دشمن ببندند . » ( 4 ) . ظفرنامه : ايدى بيردى ؛ روضة الصفا : ايدى ييردى . ( 5 ) . نسخ : آقا . ( 6 ) . ق : صقلاب .